شیوه ناجوانمردانه دراویش برای جذب جوانان به گزارش خبرنگار فرهنگی ـ اجتماعی آتی نیوز،  اخیراً 21 نفر از اعضای اصلی دراویش احمدآباد مستوفی با برگزاری جلسه در منزل شخصی "الف.درویش" به بررسی شیوه های مختلف برای جذب جوانان پرداختند.

در این جلسه دراویش اقدام به گفتن اشعاری در مدح حضرت علی (ع) و رقص و سماع کردند و سازو کارهایی را برای تبلیغ فرقه خود اتخاذ کردند که از جمله آنها می توان به راهکارهای پیشنهادی برای جذب جوانان و نوجوانان به درون تشکیلاتشان اشاره کرد.

یک منبع آگاه در این خصوص به خبرنگار آتی نیوز گفت: پخش بروشور و سی دی های تبلیغاتی در خصوص معرفی فرقه مزبور در دانشگاه ها و هنرستان ها، اعطای دستمزد به اعضای ثابت و در نظر گرفتن امتیازات مادی برای عضوگیری جوانان از میان بستگان و دوستانشان از جمله راهکارهای پیشنهادی در این جلسه بود.

بنا بر اخبار رسیده خوراندن شیشه و اسید به اعضا نیز از برنامه های این فرقه برای اعضای دائم است.

 

گفتنی است، تحرکات فرقه های درویش مسلکی یکی از مشکلاتی است که در سال اخیر افزایش یافته است به نحوی که برخی از این مدعیان به نام آموزش عرفان و صوفی گریی انحرافات زیادی را در میان جوانان ایجاد کرده اند.

منبع: atynews.com


برچسب ها: شیوه ناجوانمردانه دراویش برای جذب جوانان, خبر, پورتال خبر, اجتماعی, اخبار اجتماعی, اخبار شیوه ناجوانمردانه, شیوه, دراویش, شیوه دراویش, جذب جوانان, جوانان, دراویش احمدآباد, فرقه, عضویت, عضویت دائم, مواد مخدر, معتاد,

علی‌اصغر محمدی:
وزارت علوم بارها اعلام ‌كرده چون آموزش‌و‌پرورش آمادگی اجرای قانون حذف كنكور را ندارد، حذف كنكور تا سال 90 امكان نخواهد داشت، اما وزیر آموزش‌و‌پرورش در واكنش به این اظهارات اعلام كرد كه آموزش‌و‌پرورش آماده اجرای قانون حذف كنكور است.

البته قرار است كنكور با یكسال تعویق از سال 91 حذف شود.حمید‌رضا حاجی‌بابایی در حاشیه همایش ملی تكریم خیرین مدرسه‌ساز گفت: «طی جلسه‌ای با اعضای كمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس، رسما اعلام كردیم كه اگر باید كنكور تا سال 90 حذف شود مشكلی برای اجرای این قانون نداریم ولی جمع‌بندی جلسه این بود كه وزارت علوم اقدامات لازم را تا سال 91 یا 92 در این زمینه انجام دهد.

وی در آیین نمادین نواخته‌شدن زنگ پژوهش نیز اعلام كرد: «دستگاه تعلیم و تربیت از سال‌های دوم و سوم دبیرستان و پیش‌دانشگاهی، دانش‌آموزان را برای حذف كنكور تا سال 90 آماده كرده است.»

علی كریمی فیروز‌جایی، رئیس كمیته آموزش‌و‌پرورش مجلس نیز در این باره اظهار كرد: بیشترین بار اجرایی این قانون به‌عهده وزارت آموزش‌و‌پرورش است و باید سوابق تحصیلی داوطلبان را كه شامل نمرات دبیرستان است به وزارت علوم ارائه كند. وزیر آموزش‌و‌پرورش برای به‌روز كردن سامانه‌های رایانه‌ای خود اعلام آمادگی كرده است.

تغییر سیاست آموزش و پرورش

اعلام آمادگی وزیر آموزش‌و‌پرورش برای اجرای قانون حذف كنكور در حالی است كه وزیر سابق آموزش‌و‌پرورش اعتقادی به حذف كنكور نداشت. علیرضا علی‌احمدی در آخرین اظهار نظر از جایگاه وزیر آموزش‌و‌پرورش گفته بود: «با این قانون می‌خواهند آموزش‌و‌پرورش تست‌زنی در مدارس را توسعه دهد  و  آموزش‌و‌پرورش را به مدرسه كنكور و تست‌زنی تبدیل كنند.»

مخالفت مجلس با كنكور فصلی

به گفته علی كریمی فیروز‌جایی، عضو كمیسیون آموزش مجلس در جلسه‌ای كه با حضور وزرای علوم و آموزش‌و‌پرورش در كمیسیون آموزش برگزار شد با پیشنهاد وزیر علوم مبنی بر تعویق 3ساله حذف كنكور مخالفت شد.

وی اعلام كرد: مقرر شد اجرای قانون حذف كنكور با یكسال تعویق از سال 91 اجرایی شود. همچنین مقرر شد كمیته ماده 4 قانون حذف كنكور به ریاست وزیر علوم و با حضور وزرای بهداشت و آموزش و پرورش، رؤسای سازمان سنجش و دانشگاه آزاد برای بررسی راهكارهای اجرایی شدن قانون در سال 91 تشكیل شود.

كریمی فیروز‌جایی در باره طرح برگزاری كنكور فصلی نیز گفت: مجلس معتقد است كه قانون حذف كنكور مزایا و منافع زیادی دارد، به همین دلیل پیشنهاد وزیر علوم برای برگزاری كنكور فصلی موضوعیت ندارد و این بحث منتفی است.


برچسب ها: آموزش عالی, عالی, آموزش, اجتماعی, علی‌اصغر محمدی, علی كریمی فیروز‌جایی, مخالفت مجلس با كنكور فصلی, تغییر سیاست آموزش و پرورش, كنكور, آزمون‌ سراسری, www.sanjesh.org, حسین توكلی, آزمون سراسری,
ناجا : زن و مرد‌های حاضر در حرکات نمایشی ناجا به یکدیگر محرم بودند  | DataVista.info

مرکز اطلاع رسانی پلیس تهران اعلام کرد: نمایشگاه پلیس در یکی از فرهنگسراها که در افتتاحیه آن، رزمی‌کاران ‌زن و مرد حرکات نمایشی انجام داده بودند، تعطیل نشده است .
 
به گزارش نواندیش در افتتاحیه نمایشگاه پلیس پایتخت ، در یکی از فرهنگسراها، رزمی‌کاران زن و ‌مرد با پوشیدن لباس نیروی انتظامی، حرکات مشترک نمایشی انجام دادند که ‌به دنبال این اتفاق، فرمانده نیروی انتظامی دستور برخورد انضباطی با متخلفان را داد. این در حالی بود که روز یکشنبه از سوی ‌صدا و سیما اعلام شد نمایشگاه پلیس تهران در یکی از فرهنگسراها تعطیل شده است . ‌
به دنبال این خبر، مرکز اطلاع رسانی پلیس تهران اعلام کرد که نمایشگاه تعطیل نشده و تنها حرکات نمایشی زنان حذف ‌شده است . ‌
این مرکز همچنین اظهار داشته است: زن و مرد‌هایی که در آن مراسم حرکات نمایشی مشترک انجام ‌داده بودند ، به یکدیگر محرم بوده و از اعضای بسیج نیز بودند .

گزارش تصویری مرتبط:
تصاویر جالب از نمایشگاه ناجا
برچسب ها: ناجا : زن و مرد‌های حاضر در حرکات نمایشی ناجا به یکدیگر محرم بودند, ناجا, زن, مرد‌, حرکات نمایشی ناجا, نمایشگاه پلیس, نمایشگاه پلیس پایتخت, اخبار اجتماعی, اخبار, اجتماعی,
رقص عروس بی حجاب در یکی از میادین قم!! | DataVista.info


به گفته آیت‌الله مکارم‌شیرازی اخیرا در شهر قم عروسی را در یکی از میادین دیداه‌اند که بی‌حجاب رقصیده است.

به گزارش خبرآنلاین، این مرجع تقلید این موضوع را در دیدار با هیات رئیسه مجمع نمایندگان روحانی مجلس بیان کرده و در آخر پرسیده است: پس این گشت ارشاد کجاست.

به گفته محمدتقی رهبر، آیت‌الله مکارم‌شیرازی نسبت به بی ‌وجهی به مسائل فرهنگی در جامعه گلایه کرده و این موضوع را در قالب انتقادی به گسترش فضای فحشا در جامعه عنوان کرده است.

البته آیت‌الله مکارم‌شیرازی نسبت به بی‌توجهی به جایگاه مرجعیت و لزوم توجه به مشکلات اقتصادی مردم و همچنین لزوم اتحاد در فضای پس از انتخابات نیز توصیه‌هایی به نمایندگان روحانی مجلس داشته است.

برچسب ها: رقص عروس بی حجاب در یکی از میادین قم!!, گشت ارشاد, محمدتقی رهبر, آیت‌الله مکارم‌شیرازی, فرهنگی, فحشا, اخبار اجتماعی, اجتماعی, Dance, قم, رقص عروس بی حجاب, رقص, عروس, بی حجاب, عروس بی حجاب,
دبیر همایش امنیت و دولت الكترونیكی با بیان اینكه از میان كاربران 67 درصد افراد حقیقی و 33 درصد افراد حقوقی از جرائم رایانه‌ای دچار خسران شد‌ه‌اند، گفت:

این آمار نشان می‌دهد كه افرادی كه قرار است از خدمات دولت الكترونیكی استفاده كنند در معرض آسیب‌های جدی قرار دارند.

سید پاشا ناصرآبادی، در همایش امنیت و دولت الكترونیكی با تاكید بر اینكه افزایش امنیت تنها با ارتقای سواد الكترونیكی میسر نمی‌شود، افزود: طبق آمارهای منتشر شده در زمینه جرائم رایانه‌ای در سال 85، 79 مورد جرم رایانه‌ای صورت گرفته، درحالی‌كه این رقم در سال 86 به 98 مورد رسیده است.

وی به انواع جرائم رایانه‌ای در كشور اشاره و بیان كرد: این جرائم شامل 20 مورد در زمینه كلاهبرداری‌های رایانه‌ای، 31 مورد توهین و نشر اكاذیب، 12 مورد دسترسی به روش هك‌كردن، 10 مورد تكثیر غیرمجاز، 16 مورد كلاهبرداری اینترنتی و 3مورد تخریب داده‌ها بوده است.

ناصر آبادی بالاترین میزان وقوع جرائم رایانه‌ای در كشور را در تهران با 77 درصد وقوع جرم در زمینه رایانه دانست و اظهار داشت: پس از تهران خراسان با 9 درصد و اصفهان با 6 درصد در رتبه‌های بعدی قرار دارند.

وی همچنین با تفكیك جنسیتی، بیشترین مجرمان رایانه‌ای را در میان مردان ذكر كرد و ادامه داد: از میان افرادی كه جرائم رایانه‌ای علیه آنها صورت گرفته است 67 درصد اشخاص حقیقی و 33 درصد افراد حقوقی بوده‌اند. این نشان می‌دهد افرادی كه قرار است از خدمات دولت الكترونیكی استفاده كنند در معرض آسیب‌های جدی قرار دارند.

رئیس همایش امنیت و دولت الكترونیكی با اشاره به میزان جرائم رایانه‌ای كشف شده خاطرنشان كرد: در سال 85، 60درصد جرائم رایانه‌ای كشف و شناسایی شد كه این میزان در سال 86 به 50 درصد رسید.

ناصرآبادی ناآشنایی كاربران با ویژگی‌های فضای سایبر، بی‌توجهی و كم توجهی به امنیت فناوری اطلاعات از سوی كاربران منفرد و مؤسسات دولتی و خصوصی، افزایش میزان كاربری رایانه‌ای و بهره‌گیری از شبكه‌های رایانه‌ای، پیچیده‌تر شدن فعالیت‌های متخلفان و مجرمان فضای سایبر و فقدان همكاری‌های بین‌المللی در مقابله با جرائم رایانه‌ای را از علل وقوع جرائم رایانه‌ای دانست.

وی همچنین به فقدان قوانین خاص در زمینه جرائم رایانه‌ای اشاره كرد و گفت: خوشبختانه در سال‌های اخیر قانون جرائم رایانه‌ای در هیأت دولت تصویب‌شده و در حال اجراست.


برچسب ها: جرایم سایبر, جرم, سایبر, اجتماعی, امنیت, دولت الكترونیكی, توهین و نشر اكاذیب در صدر جرائم رایانه‌ای,

دلایل كاهش یا فقدان میل جنسی در هر دو جنس عبارتند از :
دلایل روانشناسی : مانند هیجان ، اضطراب ، ترس از ناتوانی و ترس از انتقاد ، سابقه سوء استفاده جنسی ، مشكلات شخص با اطرافیان بخصوص همسر و براورده نكردن انتظارات فرد توسط شریك جنسی و غیره .
اختلالات هورمونی :
افزایش مسئولیت ها و تغییرات شرایت زندگی . فاكتورهای زیادی در ارتباط جنسی طبیعی دخالت دارند در صورت مهیا نبودن هر یك از فاكتورها در ارتباط جنسی اختلال وارد می شود . افراد پر مشغله ارتباط جنسی كمی دارند یك انسان خسته بی حوصله و بی میل جنسی می گردد كه در این شرایط طبیعی است . بالا رفتن سن روند پیری نه تنها باعث تغییرات هورمونی می شود بلكه بر روی مغز نیز اثر می گذارد و باعث كاهش میل جنسی نیز می گردد .
درمان :
درمان شامل برطرف نمودن مشكلات روانشناسی و علل زمینه ای تا حد امكان می باشد . بعضی از داروهایی كه ادعا می شود باعث افزایش میل جنسی می گردند عبارتند از قطره و قرص گیاهی آفرودیت


برچسب ها: میل جنسی, هیجان, اضطراب, ترس, سوء استفاده جنسی, سو استفاده جنسی, استفاده جنسی, ارتباط جنسی, +18, 18+, + 18, افزایش میل جنسی, اجتماعی, ازدواج, پزشکی و سلامت, زنان, مردان, مسایل زناشویی, علمی و دانستنی ها, علمی, دانستنی ها, روان شناسی, روانشناسی, مجله خانواده, دانستنی های متعهلان,
هفته یی نیست كه صفحات حوادث روزنامه و سایر نشریات از رفتارهای دزدكی و غیراخلاقی عده یی خبر ندهند. پسری كه دوست دخترش را با دروغ فریب می دهد. صاحبخانه یی كه با اجاره خانه اش، با قرار دادن دوربین، به شكل پنهانی از آنها فیلمبرداری می كند. پزشكی كه با بیهوش كردن بیمارانش به آزار آنها می پردازد و نیز با گرفتن فیلم آنها را مجبور به كارهای غیراخلاقی می كند و سی دی 5 دقیقه یی هنرپیشه یی كه مخفیانه فیلمبرداری می شود و به فروش میلیونی می رسد. همه این موارد و چرایی آن موضوع گفت وگویی است با سوسن شریعتی استاد دانشگاه. در این گفت وگو او با رویكردی انتقادی - اجتماعی از جامعه هیز سخن می گوید. اولین پرسش این است؛

-جامعه هیز یعنی چه؟

قبل از ورود به تعریف جامعه هیز، ذكر این نكته ضروری است كه این تعبیر از حوزه روانشناسی وام گرفته شده است. فروید در مطالعه رفتار جنسی از دو پدیده «تماشاگر جنسی» voyeurisme و نیز عورت نمایی exhibitionisme به عنوان دو نوع بیماری در كنار بیماری هایی چون سادیسم و مازوخیسم نام می برد. تماشاگری جنسی در واقع مبتنی است بر میل و گرایش به نگریستن و مشاهده كردن خلوت یا عریانی كسی یا گروهی از اشخاص در وضعیتی نامتعارف به قصد لذت بردن یا تحریك شدن. بر خلاف عورت نمایی كه میل به عرضه كردن خود است به قصد صید لحظه یی كه نگاه دیگری بر تو می افتد. در حقیقت تماشاگر جنسی از طریق قراردادن خود در موقعیتی پنهان - طوری كه دیده نشود - در جست وجوی دیدن چیزی است كه دیده نمی شود. او به دنبال دیدن امر قابل رویت نیست، دیدن غیرقابل رویت موضوع اصلی نگاه او است و همین دیدن و دیده نشدن اسباب لذت را برای بیمار فراهم می كند. در حقیقت نفس نگاه كردن و آن هم پنهانی، شرط اصلی لذت است و موضوعی كه به آن نگاه می شود فقط شرط لازم است، بهانه است. (نگاه كردن از سوراخ كلید، از لابه لای جرز در، از پشت پرده، استفاده از دوربین از پنجره خانه روبه رو و..) لاكان، روانشناس فرانسوی، تماشاگری جنسی را نوعی سوبژكتیویته منحرف می داند. به تعبیر او موضوع اصلی این رفتار بیمارگونه جنسی، «نگاه» است. نگاه همچون سوژه. هم آنچه به آن نگریسته می شود (غافلگیر كردن آن دیگری) و هم آن كس كه به گونه یی پنهان نگاه می كند و البته مهم تر از همه میل به غافلگیر شدن. این میل و در عین حال اضطراب كه در زمانی كه مشغول نگریستن هستی دیگری تو را در این موقعیت غافلگیر كند. تماشاگر جنسی همواره در پی نگاهی است كه بتواند خود را در آن شناسایی كند، خود را از خلال دیگری كشف كند. نوعی نارسیسیسم و خودشیفتگی. تعبیر هیز، در حقیقت معادل دم دستی همان اصطلاح فنی تر تماشاگری جنسی است.

تا قبل از سال های نود، این تعبیر عمدتاً به حوزه روانشناسی تعلق داشت. اما از سال های نود به بعد به خصوص 1995، این اصطلاح برای مطالعه نوعی رفتار اجتماعی نیز به كار برده می شد؛ چشم چرانی اجتماعی. (voyeurisme social) جامعه شناسان با استفاده از این تعبیر به یك نوع انحراف تعمیم یافته در میدان اجتماعی نظر داشتند. كشش و كنجكاوی عمومی برای دیدن و كشف كردن خلوت دیگری، دانستن اینكه در پنهان چه اتفاقی می افتد. این موضوع به عنوان یك پدیده اجتماعی به دنبال یك برنامه تلویزیونی در اواخر سال 1999در هلند پیش آمد به نام «Big brother» (برادر بزرگ). موضوع این برنامه تلویزیونی، گزینش عده یی دختر و پسر به تعداد مساوی بود كه باید به مدت مثلاً بیست روز در یك آپارتمان زندگی كنند، بی آنكه طی این مدت اجازه خروج از آپارتمان را داشته باشند. در همه اتاق ها - از دستشویی گرفته تا اتاق خواب - دوربین هایی كار گذاشته شده بود تا رفتار این آپارتمان نشین ها در خلوت و جلوت قابل رویت برای تماشاچیان تلویزیونی باشد؛ عشق هایی كه به وجود می آمد، دشمنی هایی كه سر می زد، از مغازله گرفته تا صف كشی های متعدد، فحاشی ها و دوستی ها و... طبیعتاً آنها می دانستند كه دیده می شوند اما قرار نبود این دانستن مانع زیست عادی آنان شود. پرنسیپ ماجرا در آن بود كه همه رفتارهایی كه قاعدتاً مربوط به حریم خصوصی است قرار بود در محضر میلیون ها تماشاچی اتفاق افتد. در پایان این مدت، بینندگان بهترین زوج را انتخاب می كردند و جایزه یی داده می شد.

-چرا اسم آن برنامه را Big brother گذاشتند؟

گمان كنم برگرفته از رمان 1984اثر جرج اورول بود. رمانی در نقد جوامع توتالیتر. برادر بزرگ تعبیری بود كه در مورد حزب كمونیست شوروی به كار برده می شد و كنایه از آن نگاه ناظر بر فراز نشسته یی است كه تو را در همه وجوه زندگی تحت كنترل دارد و می بیند. در واقع دوربین نقش برادر بزرگ را بازی می كند. با این برنامه، اولین بار بود كه خلوت زندگی تبدیل به سوژه اصلی نمایش های تلویزیونی می شد. موفقیت این برنامه و استقبال مردم چنان بود كه 27كشور ایده این برنامه را خریدند و مشابه آن را در تلویزیون های ملی خود ساختند.(ایتالیا، اسپانیا، آلمان و...) و نامی كه برای خود گذاشتند تله رئالیته بود.(tele-realite) ، واقعیت های زندگی كه تبدیل به سوژه تلویزیونی می شوند. در فرانسه، برنامه یی با همین موضوع به نام لافت استوری در سال 2000 برگزار شد و حدود 38 هزار نفر كاندیدای شركت در آن بودند با شش میلیون تماشاچی.

این استقبال عمومی از امكان تماشای دسته جمعی آنچه كه قرار است به خلوت زندگی مربوط باشد و تبدیل آن به سوژه عمومی، به بحث هایی در حوزه روانشناسی اجتماعی، جامعه شناسی و... منجر شد. تعبیر «صنعت امر حریم خصوصی» به همین پدیده اطلاق می شد. (industrie de l,intimite) و این پرسش كه چرا و چگونه زندگی خصوصی تبدیل به كالا می شود و تابع همان قانون عرضه و تقاضا و خود یك چرخه اقتصادی و پولساز وسیع را به دنبال می آورد و همه اینها فقط به این قصد كه من شهروند تماشاگر ببینم كه دیگری در خلوت خود چه می كند و چه ابتكاری نشان می دهد.

وسایل مدرن ارتباط جمعی هم، از وب كم هایی كه بر رایانه های خانگی نصب می شود تا توسط اینترنت، زندگی شخصی من در معرض دید بینندگان مجازی قرار گیرد، گرفته (حدوداً 250 هزار در سال 2000) تا مجلات زرد مثلاً با 18 میلیون خواننده در 2005 یا وبلاگ های شخصی كه طی آن خود را با دیگری در میان می گذاری و... همگی نشان از این میل و كشش تعمیم یافته به دیدن و دیده شدن دارد. همان عمومیت یافتن «نگاه منحرف» در میدان اجتماعی كه تعبیر میشل بوزون جامعه شناس فرانسوی است. در حقیقت جوامع مدرن به یمن تكنولوژی یا امكان ضبط تصویر و امكان ضبط لحظات شخصی تر، حریم خصوصی را تبدیل به سوژه اصلی اجتماعی می كند و بخشی از آحاد جامعه را بدل به تماشاگر جنسی، هیز یا چشم چران می سازد. بسیاری از متفكران فرانسوی پس از این قضیه تله رئالیته، این موضوع را مورد مطالعه قرار دادند از جمله دریدا.

-قبل از دریدا چه كسانی به این موضوع پرداختند؟

میشل بوزون جامعه شناس فرانسوی در كتابی به نام «نگاه منحرف» یا مافوزولی در كتاب «زمانه قبیله ها» یا لوسین ایزرائل، روانكاو و... بوزون این میل عمومی به نگاه انداختن به پس پرده زندگی های خصوصی را در جامعه غربی در چند دلیل خلاصه می بیند. مثلاً میل به شفافیت و منتفی دانستن هر گونه ممنوع، كه آن را یك وسوسه مدرن می داند، موضوعی كه منجر به از میان رفتن زندگی خصوصی است یا غیبت تخیل كه تو را وامی دارد با نظر انداختن به حریم دیگری ایده های جدید بگیری. یا از میان رفتن یك هنجار مطلق در رفتار جنسی و درهم ریختن خیر و شر در این رابطه. از همین رو چشم چرانی بدل به شكل جدید زیست جمعی می شود. زندگی خصوصی می شود مساله عمومی. چرا كه حوزه خصوصی دیگر از قوانین و قواعد پیشین همچون مذهب و سنت و اخلاق و قانون و.. تبعیت نمی كند، كدهای اجتماعی ترك خورده است و از آن تحت عنوان برهم خوردن تعادل اجتماعی سخن می گوید. مافوزولی كه جامعه شناس تخیل است در كتابی به نام «زمانه قبیله ها» نیز از مرگ تخیل در جوامع غربی صحبت می كند. می گوید در قرون وسطی حریم خصوصی و حریم عمومی تفكیك شده نبود. در قرن هفدهم با دكارت و در قرن هجدهم با روسو، فلسفه فرد خودبسنده مستقل شكل می گیرد؛ «من فكر می كنم، پس هستم در درون دژ محكم خود». او می گوید امروز برگشته ایم به همان موقعیت قرون وسطایی كه در آن مرزهای فردیت و اجتماع از میان رفته، خود در دیگری گم شده است. من، دیگر نه توسط خود كه توسط دیگری فكر می شوم. به عبارتی «من را فكر می كنند».

لوسین ایزرائل روانشناس معروف غربی نیز علت پیدایش این انحراف عمومی در «نگاه» را در این می داند كه نگاه در زمان ضروری و به وقت مقتضی با یك سری «ممنوع های ضروری» برخورد نداشته است. دلیل جذابیت نشریات زرد هم همین است، زیرا ما این امكان را پیدا می كنیم كه دیگران را در وضعیت های ممنوع ببینیم. رویت امر غیرقابل رویت به طور معمولی، مشاهده واكنش دیگری در خلوت، جایی كه گمان می كند چشمی بر او نمی افتد. در ادبیات هم به این موضوع پرداخته شده است، سارتر و دیگران. فراهم كردن موقعیت هایی كه بتوان از خلال آن واكنش دیگری را تست كرد. در حقیقت هیزی و چشم چرانی اجتماعی نوعی تست آن من پنهان است، دیدن آن واكنشی كه به شكل علنی نمی توان دریافت.

-حال می توانیم به جامعه خود برگردیم، جامعه ما از این نظر چه وضعیتی دارد؟

میل به دانستن آنچه دیگری در پنهان خود مرتكب می شود همان چیزی است كه دوست نداریم به آن اعتراف كنیم. اخبار و شواهد همه نشان از این دارد كه این كشش و جذابیت به جان ما هم افتاده است و همان تكنولوژی مدرن به كمك ارضای این میل جدید آمده است. بسیاری از دلایلی كه برشمرده شد، اینجا هم كاربرد دارد؛ در هم ریختن كدهای اجتماعی، كمرنگ تر شدن نقش و كاربرد قوانین و قواعد پیشین، مثلاً سنت و تعریف ما از اخلاق و... نیز تغییر موقعیت فرد و نسبتش با اجتماع، مواجهه مغشوش با همان «ممنوع های ضروری» كه بدان اشاره شد. بی شك مهم ترین مساله در جامعه ما همین در هم ریخته شدن نسبت حریم خصوصی و حریم عمومی است یا بهتر است بگوییم تفاوت فاحش و غریب رفتار خصوصی ما و رفتار بیرونی مان؛ تفاوتی كه محصول تضاد و تناقضی است كه میان ذهنیت در حال تغییر جامعه و هنجارهای مشروع تعریف شده موجود است. آنچه مجاز است با آنچه در واقعیت هستیم - اگرچه در پنهان - در بسیاری اوقات همخوانی ندارد و ما برای شناخت اینكه در واقعیت چگونه هستیم راهی به جز سرك كشیدن به خلوت خود و دیگری نداریم. تفاوت میان امر مجاز و امر ممكن بسیار است. خیلی چیزها مجاز نیست اما در جامعه ما ممكن شده است. آنچه دیده می شود واقعیت ما نیست، حتی اگر در حد نگاه كردن به فیلم های خانوادگی فلان هنرپیشه یا بهمان ورزشكار باشد. گویاترین نمونه، همین ماجرای پخش سی دی پنج دقیقه یی لحظات خصوصی یكی از هنرپیشه های جوان بود. آمار می گوید این سی دی، چهار میلیارد تومان فروش داشته است و این رقمی است بی سابقه در تاریخ سینمای ایران. (فیلم آتش بس به عنوان پرفروش ترین فیلم ایرانی گمان كنم دو میلیارد تومان فروش داشت.) این رقم رسمی نیروی انتظامی است، بگذریم از همه كسانی كه این فیلم را مجانی دیده اند. با یك حساب و كتاب سردستی، می شود چند تا تماشاچی؟ چند تا تماشاگر جنسی؟

اینجا است كه برمی گردیم به بحث لاكان و این تذكر كه خود «نگاه» سوژه اصلی است و نه آن هنرپیشه. نگاهی كه به یمن تكنولوژی می شود یك اتفاق اجتماعی با هزاران اكتور. این همان تله رئالیته و لافت استوری و بیگ برادر است، با قرائت بومی؛ كنجكاوی برای دیدن رفتاری كه دیگری در پنهان انجام می دهد و ما در پنهان به آن نگاه می كنیم و از دیدنش به گونه یی پنهان یا لذت می بریم، یا ایده می گیریم یا... فرقی نمی كند، حتی وقتی كه تقبیح می كنیم. در صفحه حوادث روزنامه ها هم پر است؛ دكتری كه در مطبش دوربین می گذارد، وبلاگ هایی كه از حالات روحی و روانی نویسندگان شان خبر می دهند. تكنولوژی جدید نیز كمك می كند كه من اندرونی خود را تبدیل به سوژه عمومی كنم و به تعبیر جامعه شناسان «بدن انسان تبدیل به بدنه اجتماعی می شود». سخن لوسین ایزرائل هم باز همین جاست كه مصداق پیدا می كند؛ مواجهه نامعلوم و مغشوش با ممنوع ضروری.

-منظورتان این است كه واقعیت ها در جامعه ما سركوب می شوند و از جای دیگر سر باز می كند؟

منظورم این است كه اگر در جامعه غربی، میل به شفافیت و از میان رفتن ممنوع، مرز میان حریم خصوصی و عمومی را از میان برده است و همین امر باعث می شود كه حریم خصوصی تبدیل به سوژه تلویزیون شود. در جامعه ما برعكس میل به پنهان كردن، عامل شكل گیری این هیزی تعمیم یافته است. میل به پنهان كردنی كه ناشی از تضاد فاحش میان خصوص و عموم ما است ترس از شفافیت است كه كنجكاوی برای دانستن را ترغیب می كند. میل به دانستن آن چیزی كه دوست نداریم به آن اعتراف كنیم و دارد پنهانی اینجا و آنجا اتفاق می افتد؛ سر باز زدن از اعتراف. مجبوریم پنهان عمل كنیم و كنجكاوی برای برملا شدن را افزایش می دهیم. نمی خواهیم صدایش را درآوریم و متاسفانه صدایش درآمده است. به دلیل تناقض غریبی كه میان ذهنیت بی سامان امروزمان وجود دارد با آن عینیتی كه پا به پای ما پیش نمی رود بلكه دست در دست یك سری كلیشه هایی است كه از سر ترس یا جهل می خواهد به یك دیروز از دست رفته وفادار بماند، به نام سنت، به نام عرف و... سامانه های سنتی از دست رفته است و از اعتراف به آن سر باز زده می شود. سایه بسیاری از تابوهای جامعه سنتی بر سر ماست بی آنكه آن اقتدار لازم و اولیه را داشته باشند. فقط مانع از آن می شوند كه بتوانیم با صراحت و صدای بلند از این گذر و عبور صحبت كنیم. همه آن ممنوعیت هایی كه كاربرد اخلاقی داشته اند، در غیبت نفوذ اولیه، زمینه ساز رفتار ضداخلاقی می شوند. همان جامعه یی كه به نام اخلاق جلو می آید - عرفی باشد یا شرعی - اما نمی خواهد از شرایط زیست اخلاقی سخن بگوید. بحران اساسی اینجا است. در غرب هم شاید در توضیح این چشم چرانی اجتماعی، از درهم ریختگی هنجارهای اخلاقی سخن بگویند اما غربی تعریفش را از اخلاق، ممنوع، تابو و... تغییر داده و در نتیجه بی رودربایستی از خود و با خود حرف می زند. اینجا دیگر می توان بحث را از حوزه اجتماعی به حوزه اخلاق كشاند، چه از اخلاق اجتماعی صحبت كنیم، چه از اخلاق مذهبی. اگر به تعبیر سارتر فرهنگ آن آینه عتیقی باشد كه مرا به خویش نشان می دهد تا بتوانم از خلال او خود را تعریف كنم، همین نگاه پنهانی كه امروز دارد تعمیم پیدا می كند شاید بخشی از فرهنگ امروزی ما باشد، بخشی كه دست ما را برای خودمان رو می كند. اینكه ما امروز كجاییم، موقعیت كنونی سنت و مذهب و عرف اجتماعی و اخلاق ما چیست؟ كجا توهم است، كجا شایعه، كجا آرزوها را با واقعیت یكی گرفتن؟

همه این حرف ها بدیهی است و زدنش تخصص نمی خواهد. مشاهده كنی روشن می شود. توصیه های اخلاقی فقط وقتی می توانند اثرگذار باشند كه شرایط زیست اخلاقی فراهم شود و این شرایط فراهم نمی شود مگر اینكه ما همان آینه عتیق را به جای اینكه بشكنیم، روبه روی خود بگیریم و خود را به رو آوریم. باید ممنوع ها را جور دیگری تعریف كرد و درباره آن صحبت كرد تا این فاصله های نجومی میان خلوت و جلوت؛ میان واقعیت و ذهنیت های متغیر كمتر شود و احتمالاً كنجكاوی برای «آنچه در خلوت می شود» كمتر شود. ممنوع ها ضروری اند اما باید دوباره تعریف شوند.
برچسب ها: مجله خانواده, اجتماعی, گفت وگو, رفتارهای دزدكی, رفتارهای غیراخلاقی, غیراخلاقی, دوست دختر, دوست پسر, دروغ, فریب, آزار, سوسن شریعتی, جامعه هیز, هیز, مطالعه رفتار جنسی, رفتار جنسی, تماشاگر جنسی, عورت نمایی, voyeurisme, exhibitionisme, سادیسم, مازوخیسم, بیماری, خلوت, عریانی, لذت بردن, تحریك شدن, عرضه كردن خود, عرضه خود, لاكان, روانشناس فرانسوی, سوبژكتیویته منحرف, سوبژكتیویته, نارسیسیسم, خودشیفتگی, چشم چرانی اجتماعی, چشم چرانی, voyeurisme social, Big brother, برادر بزرگ, جرج اورول, جوامع توتالیتر, تله رئالیته, tele-realite, لافت استوری, صنعت امر حریم خصوصی, حریم خصوصی, industrie de l, intimite, نگاه منحرف, میشل بوزون, دریدا, مافوزولی, كتاب نگاه منحرف, كتاب زمانه قبیله ها, لوسین ایزرائل, روانكاو, وسوسه, وسوسه مدرن, مرگ تخیل, من را فكر می كنند, من فكر می كنم, پس هستم در درون دژ محكم خود, ممنوع های ضروری, مجلات زرد, نشریات زرد, من پنهان, حریم عمومی,
رفتارها - معصومه كیهانی:
آیا تاكنون شده به درست بودن نوع برخوردتان با مسایل شك كنید؟

این شك از آن نوع شك‌هایی است كه بخصوص در برخی موارد به نتایج بسیار مثبت منجر می‌شود. البته می‌دانید كه در مرحله شك نباید زیاد باقی ماند...

وقتی رابطه شما به عنوان پدر و مادر با بچه‌ها در هر رده سنی به‌خصوص در دوران بلوغ، بسیار بحرانی و بغرنج است كه به هیچ وجه نمی‌توانید یك ارتباط خوب و سازنده ایجاد كنید و اساسا حرف یكدیگر را نمی‌فهمید...

وقتی با همسرتان همیشه اختلاف دارید به صورتی كه در بسیاری موارد، كوچك و بی‌اهمیت بودن مورد اختلاف به شدت شما را می‌آزارد اما به هر تقدیر، برخوردها همواره به تلخی به پایان می‌رسند...

وقتی با دوستان یا همكاران خود در محیط كار و یا همكلاسی‌هایتان در مراكز آموزشی و یا در دیگر موارد با مردم كوچه و بازار نمی‌توانید یك رابطه مثبت و دوجانبه برای رشد و پیشرفت و گذران زندگی اجتماعی رضایت‌بخش برقرار كنید؛ با خود فكر كرده‌اید چرا؟... ریشه این ناكامی‌ها و عدم موفقیت‌ها چیست؟

اگر ارزیابی‌های بی‌طرفانه از چند مورد مشكل ارتباطی را در كنار هم بگذارید حداقل به این نكته می‌رسید كه جزئی‌نگری و حساسیت‌های بی‌اساس، یكی از مسایلی است كه اجازه نمی‌دهد شما با دیگران ارتباط مثبت و سازنده‌ای برقرار كنید.

نكته اساسی دیگر بی‌توجهی به یك سری قوانین و واقعیات عاطفی- انسانی است. برای مثال انسان در هر سنی نیاز به "نوازش" دارد. این یك قاعده كلی است.

اما آیا نوازشی كه یك نوزاد ، كودك 2ساله یا 7ساله، نوجوان 15ساله، جوان 25 ساله، مرد 40 ساله و زن 60 ساله نیاز دارند از ویژگی‌های یكسانی برخوردار است؟

امروزه، برخی روانپزشكان كه معتقد به تاثیرگذاری عوامل محیطی بر روح و روان انسان، بویژه از دوران نوزادی تا پایان دوران كودكی هستند؛ در كلیه این زمینه‌ها راه‌حل‌های قابل توجهی ارائه می‌دهند كه مبتنی بر همین واقعیات پیچیده عاطفی- انسانی است.

بنابراین می‌توان مشاوره با آنها را جدی گرفت همان گونه كه برای درمان یك بیماری جسمی، راهی جز مشاوره با پزشك متخصص وجود ندارد.

خوشبختانه در سالهای اخیر به درمان مشكلات روانی- روحی عنایت بیشتری شده است كه قطعا با توجه به تاثیرگذاری مثبت و تعیین‌كننده این نوع مشاوره‌ها، روند گسترده‌تری پیدا خواهد كرد. امید آن كه روزی این نگاه در فرهنگ جامعه ما جایگاه واقعی خود را بیابد.


برچسب ها: رفتارها, اجتماع, معصومه كیهانی, مهارت‌های زندگی, مقالات, دانستنی های متعهلان, مجله خانواده, روانشناسی, روابط انسانی, اجتماعی, مسایل زناشویی, روان شناسی,
  • سالروز تولدو یا حتی سالروز ازدواج مادرشوهرتان را به خاطر داشته باشید.معمولا خیلی کم پیش می آیدکه یک خانم جوان با به خاطر داشتن سالروز تولد مادر شوهرش,بدون آنکه از هیچ یک از اعضای فامیل و نزدیکانو یا همسرش سئوال کند برنامه ای غیر منتظره ترتیب داده و موجب خوشحالی بی اندازه مادر شوهرش شود.اما شما می توانید یکی از آنها باشید.

  • هر از گاهی و البته با توجه به فاصله محل زندگی و مشغله کاری که دارید به اتفاق همسرتان سری به مادر شوهرتان بزنید.البته این روزها استفاده از تلفن ابزاری رایج و کار آمد تر تصور می شود اما بپذیرید رفتن به در خانه و ملاقات حضوری با مادر شوهر در حالی که می داند شما می توانستید با یک تماس تلفنی جویای حالش شویدتا چه حد موجب احساس غرور وی نسبت به شما شده و صد البته با این کار مهر و محبت خود را به وی نشان داده اید.نکته مهم این است که با این کار همسرتان را که هیچ اطلاعی از این برنامه نداشته بسیار خوشحال کرده اید.

  • هر گاه مادر شوهرتان را می بینید,حتی اگر مناسبتی هم نداشته باشد,برایش شاخه گلی تهیه کرده و با تمام وجود به وی تقدیم کنید.شما ممکن است همانند برخی از خانواده های دیگر ,پاره ای مشکلات با مادر شوهر خود داشته باشید.سعی کنید این مسائل را برای مدت موقتی هم که شده نادیده گرفته و با ملاقات مادر شوهرتان به تدریج و به گونه ای ناخواسته این کدورت ها را کمرنگ کنید.

  • اگر فرزند یا فرزندانی دارید آنها را به نوعی تربیت کنید که مادر شوهرتان را دوست نزدیک خود دانسته تا آنجائی که حتی برخی خواسته ها و نظراتشان را هم با وی مطرح کنید.مطمئنا هم همسر و هم مادر شوهرتان با مشاهده چنین رفتارها و تعامل ها یی از این نکته آگاه می شوند که تربیت شما و تاثیر گذاری ذهنی شما موجب بروز چنین رفتاری از سوی فرزندانتان شده است.

برچسب ها: اجتماعی, خانه و خانواده, زنان, مسایل زناشویی, مجله خانواده, مطالب درخواستی, بانوان, زن, دانستنی های متعهلان, مادر شوهر,
همچنین بخوانید : نگاهی به وضعیت زنان در عربستان ، آنچه خانمها به زبان می آورند و آنچه كه واقعا میخواهند بگویند ، رابطه زناشویی پس از زایمان ، وقتی مردی شما را بخواهد... ، فواید بوسه در روابط زناشویی ، مشكل 40 درصد زنان و راه درمان آنها ، اعتیاد به عشق و سکس ، زن در ایران، زن در اسرائیل ، هشدار ملکه‌های زیبایی جهان به دختران و زنان جوان ، تغذیه در سندروم پیش از قاعدگی ، در عرض 7 دقیقه نظر دیگران را نسبت به خود تغییر دهید ، چگونه خوش اندام جـــلوه كنـــیم ؟ ، خانمها : روشهای صحیح انتقاد جنسی از همسر ، زن مرده ای که بعد از مرگ همگان شیفته زیبایی او شدند ، مدل لباس اسلامی ،
محکم بغلم کن! | DataVista.info

عشق نیازمند اطمینان بخشی حاصل از نوازش است. اکثر دعواها اعتراض به عدم ارتباط احساسی است. در ناراحتی و سختی، زوج ها دوست دارند بدانند که طرفشان برای کمک کنارشان است.

من در رستوران والدینم بزرگ شدم که همیشه داستان های زیادی در آن اتفاق می افتاد. و همه این داستان ها—دعواها،اشک ها، ناراحتی ها—همه حول عشق می چرخیدند. حتی پدر و مادر خودم را هم می دیدم که عشقشان را به خاطر همدیگر نابود می کنند. از آن زمان به دنبال این بودم که ببینم عشق واقعاً چیست. مادرم آن را "5 دقیقه مضحک" تعریف می کرد. خیلی ها هم آنرا ادغام مرموز احساس و سکس تعریف می کردند، یا ترکیبی از شیفتگی و همراهی. اما مطمئناً خیلی بیشتر از این چیزهاست.

بینش شخصی من از تحقیق ها و مشاوره های گوناگون با بیش از هزار زوج طی 33 سال جمع آوری و اکنون با تحقیقات علمی ادغام شده است تا جایی که با جرات می توانم بگویم الان می دانم عشق چیست. پدیده ای کاملاً شهودی است اما چندان آشکار نیست: عشق، جستجویی مداوم برای یافتن ارتباطی بنیادی و مطمئن با کسی دیگر است. با این پیوند، زوج های عاشق از نظر احساسی به هم وابسته شده و نیازمند مراقبت، توجه و آرامش گرفتن از همدیگر هستند.

همه ما نیازمند برقراری ارتباط احساسی و پاسخدهی آن از طرف مقابل هستیم. این واکنش برای بقاء است درست مثل آن پیوند اطمینانی که کودک با مادر خود جستجو می کند. این مشاهده به نظریه وابستگی برمی گردد. شواهد زیادی نشان میدهد که نیاز به وابستگی مطمئن هیچوقت در انسان از بین نمی رود. این وابستگی در بزرگسالان به نیاز به برقراری ارتباط احساسی با همسر تبدیل می شود. مادر را تصور کنید که چطور با عشق به فرزند خود نگاه می کند، درست مثل دو عاشق که به چشمان هم خیره می شوند.

گرچه در فرهنگ ما وابستگی نوعی ضعف به شمار می رود اما واقعاً اینطور نیست. وابسته و دلبسته شدن به کسی بالاترین حس اطمینان و امنیت را به ما می دهد. این وابسته شدن یعنی هر زمان که بخواهید طرفتان با شما حرف بزند، بدانید که برای او اهمیت دارید، که مورد احترام او هستید و او به همه نیازهای احساسی شما پاسخ می دهد.

بزرگترین اصل در نظریه وابستگی این است که جدایی—نه فقط جدایی فیزیکی بلکه جدایی احساسی—برای انسانها وحشت آور است. مغز آن را یک خطر می شمارد.

داستان های عشقی که در بچگی هرشب می دیدم در رستوران اتفاق می افتد، همه درمورد ولع انسان به ارتباط احساسی بود. وقتی ما موفق شدیم با طرفمان ارتباط مطمئن بگیریم، آنوقت همه آزارها و ناراحتی هایی که به ما وارد می کند را می توانیم تحمل کنیم.

ارتباطات از هم گسیخته

در شروع هر رابطه، ارتباط بسیار شدید است اما با گذر زمان این شدت کاهش پیدا می کند. بعد زمان هایی می رسد که احساس می کنیم ارتباطمان گسسته شده است، و خیلی وقت ها دیگر نیازهایمان به وضوح ابراز نمی شوند. مرد ناراحت است و واقعاً می خواهد که به آرامش برسد اما زن او را تنها میگذارد به تصور اینکه او دنبال تنهایی است. در هیچ رابطه ای نمی توان از این لحظات فرار کرد. اگر می خواهید با کسی برقصید، مطمئناً یک جاهایی از رقص پیش می آید که پایتان روی پای هم برود.

اما از دست رفتن ارتباط با کسی که دوستش داریم، حس امنیت ما را هم به خطر می اندازد. حس عمیقی از ترس ما را فرامی گیرد. زنگ خطری در مرکز ترس مغز به صدا در می آید. وقتی این زنگ خطر فرستاده می شود، دیگر فکر نمی کنیم، عمل می کنیم. این تهدید ممکن است از دنیای بیرون باشد یا از دنیای درون خودمان. این درک و احساس خودمان است که به حساب می آید نه واقعیت موجود. اگر در موقع نیاز احساس طردشدگی کنیم، در شُرُف وحشت قرار می گیریم.

آنچه که بعد از آن لحظات از هم کسیختگی ارتباط انجام می دهیم تاثیری عمیق بر شکل رابطه ما خواهد داشت. آیا می توانید برگردید و ارتباط را دوباره برقرار کنید؟ اگر نمی توانید، از این به بعد دعواها و مشاجره ها شروع خواهد شد و حس بسیار بدی از تنهایی احساسی به سراغتان خواهد آمد. رابطه تان دیگر محیطی امن برای شما نخواهد بود. دیگر تردید خواهید داشت که طرفتان همیشه کنارتان است و برایتان ارزش قائل است.

زوجی را تصور کنید که اولین فرزندشان به دنیا می آید. بچه دار شدن تجربه ای بسیار استرس زا است اما دقیقاً در زمانی اتفاق می افتد که احساس ترس از وابستگی و نیاز افراد بسیار قوی است. مرد ممکن است پیش خود تصور کند، "بااینکه می دانم غلط است اما احساس می کنم که زنم را از دست داده و جای آن این بچه نصیبم شده است." و زن هم ممکن است تصور کند، "وقتی باردار بودم احساس شکنندگی شدید داشتم، از این بچه کوچک مراقبت می کردم و فقط به استراحت و آرامش بیشتری نیاز داشتم اما همسرم همیشه سرش به کار گرم بود." قصد و نیت آنها خوب است—زن از بچه مراقبت می کند و مرد هم سخت تلاش می کند تا بتواند پشتوانه خوبی برای خانواده جدید خود باشد-- اما نتوانستند آنچه که واقعاً نیاز داشتند را به همدیگر بدهند.

یا مردی را تصور کنید که در کارش متوسط جلومی رود اما همسرش به سرعت در حال پیشرفت در کار خود می باشد. زن ساعت ها طولانی را روی پروژه های جالب می گذراند درحالیکه مرد هیچ محبت، مراقبت، توجه و حتی سکسی دریافت نمی کند. هر شب مجوبر است تنها در تحتخواب دراز کشیده منتظر او بماند، از اینکه اینقدر به او نیاز دارد احساس حماقت و همچنین عصبانیت کند و زن هیچوقت نبیند که چقدر غیابش بر مرد تاثیر منفی دارد.

اما ما هیچوقت درمورد این تعارض ها به عنوان نیازهای عمیق وابستگی یاد نمی کنیم. همیشه درمورد احساسات ظاهری، عصبانیت یا بی تفاوتی حرف می زنیم و دیگری را متهم می کنیم. هرکدام از طرفین به گوشه ای می خزد و ابراز احساسات، نیازها و گرفتن اطمینان دوباره از هم، برای هر دو طرف سخت تر و سخت تر می شود.

خانم ها معمولاً نسبت به آقایون در تشخیص اولین علائم گسستگی ارتباط حساس تر هستند و واکنش آنها شروع آن چیزی است که من آن را رقص قطع ارتباط می نامم. آنها سعی می کنند که همسرانشان را وادار به واکنشی آرامش بخش کنند اما آنرا به طریقی انجام می دهند که نیاز اصلیشان هیچوقت برآورده نمی شود—همسرانشان را متهم می کنند که در یک زمینه خاص خوب عمل نکرده است.

از طرف دیگر مردها آموخته اند که واکنش ها و نیازهای احساسی خود را سرکوب کنند و این باعث می شود که از مشاجره فرار کنند. اما عصبانیت زن و عقب کشیدن مرد بر آنچه که در درون آنها است سرپوش می گذارد—نیاز به ارتباط که اکنون با ناراحتی، خجالت و از همه اینها بیشتر، ترس عجین شده است.

خیلی اوقات آنچه اکثر زوج ها نمی بینند این است که اکثر مشاجرات اعتراض به عدم ارتباط است. پشت همه آن ناراحتی ها، زوج ها عمیقاً دوست دارند بدانند که همسرشان در کنار آنها است، به آنها نیاز دارد یا نه و آیا می تواند به آنها اتکاء کند؟

ترمیم پیوندها

سالها روانشناسان و مشاوران سعی بر این داشتند که مشاجرات و دعواهای زوج ها را با آموزش مهارت های حل مشکل به آنها برطرف کنند. اما این درست مثل دادن کلینکس برای سرماخوردگی است. این راهکار مسائل مربوط به وابستگی را نادیده می گیرد. مشکل از دیدگاه وابستگی، فاصله احساسی است.

آنچه برای افراد خسته کننده  و زجرآور است این است که نمی دانند که چطور فاصله احساسی را از بین ببرند. گاهی اوقات در محل کار، مردها به من می گویند، "من هر کاری که باعث شود همسرم مطمئن شود که برایم اهمیت دارد را انجام می دهم. درآمد خوبی خانه می آورم، در کارهای خانه به او کمک می کنم، مشکلات را حل می کنم و شیطنت هم نمی کنم. اما چرا هیچکدام از این کارها به چشم همسرم نمی آید و همه آنچه که برای او مهم است که است که درمورد مسائل احساسی با هم حرف بزنیم و عشق بازی کنیم؟" جواب من به آنها این است، "چون ما زن ها اینطور ساخته شده ایم. ما به کسی نیاز داریم که توجه واقعی به ما نشان دهد و محکم در آغوشمان بگیرد. فراموش کرده ای که تو هم به آن نیاز داری؟"

ناامید شدن همیشه بخشی از زندگی زناشویی است. اما همیشه این خودتان هستید که انتخاب می کنید، چطور با آن برخورد کنید. آیا حالت تدافعی می گیرید، با ترس رفتار می کنید یا با درک و فهم؟ تصور کنید همسرتان می گوید، "امشب حس سکس ندارم" شما می توانید یک نفس عمیق بکشید و به این فکر کنید که چقدر دوستتان دارد و بگویید، "اِ، این خیلی بده چون من واقعاً می خواستم." یااینکه با طعنه بگویید، "باشه! پس دیگه هیچوقت سکس نخواهیم داشت، درسته؟"

البته وقتی آن وحشت به دلتان می افتد و احساساتتان قَلَیان می کند، شاید احساس کنید که چاره دیگری ندارد. اما می توانید با خودتان فکر کنید، "اینجا چه اتفاقی می افتد؟ من دارم داد می زنم. اما از درون واقعاً احساس حقارت می کنم." بعد می توانید به همسرتان بگویید، "من واقعاً ترسیدم، احساس ناراحتی می کنم".

اگر با این روش پاسخ دهید و دنبال برقراری دوباره ارتباط باشید، می توانید امیدوار باشید که همسرتان هم در پی همین است. این همان بخش رابطه است که به کمی ذکاوت نیاز دارد: اینکه رقص را تغییر دهید. هر دو طرف باید قدم هایشان را تغییر دهند.

اولین قدم بزرگ این است که خیلی ساده نیاز خود به وابستگی را قبول کنید و از آن خجالت نکشید. این مسئله درمورد افراد مجرد هم صدق می کند. افراد مجرد ممکن است بگویند، "من افسرده ام چون تنهام و میدانم که نباید تنها باشم. می دانم که باید مستقل باشم." البته اگر احساس تنهایی می کنید باید هم افسرده باشید و آنوقت است که به دنیال راه چاره می گردید. اما وقتی از این حس خجالت بکشید، سعی می کنید آنرا از بقیه پنهان کنید و کم کم تصور خواهید کرد که هیچکس نمی تواند نیاز شما به ارتباط را برآورده کند.

نوازش های التیام بخش

مردها معمولاً به من می گویند، "بااینکه می دانم همسرم واقعاً به من نیاز دارد یا احساس ترس می کند، اما نمی دانم چه باید بکنم. " به خاطر همین تنها فکری که به نظرشان می رسد این است که یک فنجان چای برای همسرشان می ریزند و بااینکه کار بسیار قشنگی است اما آن کاری نیست که باید انجام می دادند. اگر دستش را دور گردن او می انداخت و او را به سمت خودش می کشید مطمئناً بهتر می توانست به نیاز او برای برقراری ارتباط پاسخ دهد.

مردها می گویند که نمی دانند در چنین موقعیت هایی چه بایدب کنند درحالیکه تسکین دادن را بلد هستند—اینکار را با فرزندانشان انجام می دهند وقتی که شب ها به آرامی آنها را در آغوش گرفته و در گوششان لالایی زمزمه می کنند. تفاوت آن در این است که آنها آسیب پذیری فرزندانشان را می بینند و به آن واکنش می دهند اما وقتی به همسرانشان نگاه می کنند فقط شخصی را می بینند که درمورد آنها قضاوت میکند. اما او هم آسیب پذیر است.

لمس کردن یکی از راه های اصلی برقراری ارتباط با انسانی دیگر است. گرفتن دست همسرتان وقتی نگران است یا نوازش کردن شانه های او در وسط مشاجره می تواند فوراً اضطراب و ناراحتی او را از بین ببرد.

دنیای مشاوره و روانشناسی در سالهای اخیر شدیداً به دنبال حفظ حریم ها بوده است. اما نظر من این است که یکی از مشکلات اصلی دقیقاً مخالف این است—همه ما از هم جدا شده ایم.

وقتی دو عاشق را نگاه می کنید، همیشه در حال لمس کردنو نوازش کردن همدیگر هستند. دو نفر دیگر که می خواهند بعد از مشاجره دوباره به رابطه عاشقانه خود برگردند را هم اگر نگاه کنید، آنها هم مدام همدیگر را نوازش می کنند. این علامت ملموس از میل به برقراری رابطه است.

سکس بی خطر

یک باور نادرست درمورد عشق این است که اغلب تصور می کنند عشق یک تب سوزاننده است که باید فروکش کند. این واقعاً احمقانه است. من واقعاً هیچ دلیل علمی یا انسانی نمی بینم که چرا افراد نمی توانند در طولانی مدت از روابط خود لذت ببرند.

افرادی که سکس بیرون از رابطه دارند، به این دلیل اینکار انجام می شود که زندگی جنسیشان با همسرانشان بسیار کسالت بار شده است. اینکار را می کنند چون تنها هستند، چون نمی توانند از نظر احساسی با طرف مقابلشان ارتباط بگیرند. بعد وقتی کس دیگری به آنها لبخند می زند و باعث می شود که احساس خاص بودن کنند و فکر کنند که برای کسی ارزش دارند، آنوقت خودشان را در موقعیت عجیبی می یابند که به یک نفر متعهد هستند اما به فرد دیگری پاسخ می دهند.

عشق مثل همه چیزهای دیگر است: جزر و مد دارد. اما سکس اگر یک بعدی باشد و با احساسات مرتباط نشود همیشه کسالت بار خواهد شد. از طرف دیگر، اگر از نظر احساسی درگیر باشید، آنوقت سکس صدها بعد پیدا می کند و مثل عشق بسیار لذت بخش خواهد بود.

من این نوع سکس ایمن و بی خطر را "سکس متقارن" می نامم که در آن آزادی احساسی و پاسخدهی، نوازشهای عاشقانه، و شهوت همه در کنار هم می آیند. وقتی طوج یک ارتباط احساسی مطمئن با هم داشته باشند، صمیمیت جسمی هم در پی آن به وجود خواهد آمد. این زوج ها می توانند با آزادی بیشتری نیازها و اولویت های خود را ابراز کنند و میل بیشتری هم به تجربه جنسی با هم خواهند داشت.

عشق ماندگار

وقتی توانسید دوباره با همسرتان ارتباط برقرار کنید و نیاز هر دو شما به وابستگی تامین شود، باید سعی کنید همیشه از نظر احساسی به هم پاسخ دهی داشته باشید. می توانید با کمک به همدیگر برای شناخت مسائل مربوط به وابستگی که در مشاجرات شما پدید می آید، اینکار را انجام دهید.

مثلاً اگر همیشه از کوه نوردی های خطرناک دوست دخترتان عصبانی می شوید، با او صحبت کنید و بکویید که این عصبانیتتان به خاطر ترس از دست دادن اوست و ببینید که چطور او می تواند احتیاط های بیشتری انجام دهد. یا اگر با کوهی از کارها و مسئولیت های بچه داری تنها گذاشته می شوید، برنامه ریزی کنید که چطور شما و شوهرتان می توانید در کنار هم والدین بهتری باشید تا دیگر فکر نکنید که او شما را با مشکلات بچه ها تنها گذاشته است.

همچنین باید لحظات خوب را در کنار هم جشن بگیرید. همیشه و همه جا، وقتی از خوب بیدار می شوید، وقتی خانه راترک می کنید، وقتی برمی گردید، یا وقتی می خواهید بخوابید، همدیگر را در آغوش بگیرید و ببوسید.

این داستان ها هستند که زندگی های ما را شکل می دهند و داستان هایی که ما از زندگیمان می گوییم خودِ ما را شکل می دهند. یک داستان عشقی برای خودتان و همسرتان بسازید که بیانگر آینده رابطه شما مثلاً در 5 یا 10 سال آینده باشد. اینکار باعث می شود همیشه پیوند بینتان را مستحکم نگه دارید.

آغوشتان را باز کنید

چون وابستکی یک نیاز عمومی است، نگاه کردن به عشق از دیدگاه وابستگی می تواند به والدین برای شناخت مشکلات با فرزندانشان کمک کند. حالا که فهمیدید عشق چیست، دیگر باید بدانید که آنرا چطور حفظ کنید. این به خود ما بستگی دارد که از این دانش استفاده کرده و به مراقبت از همسر و خانواده مان بپردازیم. و با همدلی و شجاعتی که به ما یاد می دهد، می توانیم به دنبال راهی برای منتقل کردن آن به دنیا و انجام کاری مفید باشیم.


برچسب ها: عشق, مقالات, ازدواج و خانواده, روان شناسی, ارتباطات از هم گسیخته, زن, حبت, مراقبت, توجه, ترمیم پیوندها, نوازش های التیام بخش, نوازش, سکس بی خطر, عشق ماندگار, آغوشتان را باز کنید, مجله خانواده, زنان, مردان, مسایل زناشویی, خواستگاری و ازدواج, خواستگاری, ازدواج, اجتماعی, بانوان, دانستنی های متعهلان,

DataVista

آخرین دست نوشته ها